جنب و جوش حیرت انگیز سازمان حفاظت محیط زیست در ماجرای کپنهاگ!

از موج چهارم سبز حمایت کنیم

      واقعاً آدم حیرت می‌کند از این همه جنب و جوش و فعالیت مستمر و شبانه‌روزی متولیان طبیعت کشور در اجلاس کپنهاگ!
      مدام در حال اطلاع‌رسانی هستند؛ پیوسته آخرین برنامه‌ها و دیدگاه‌های دولت متبوع خویش را به جهانیان اعلام داشته و می‌دارند؛ اصلاً خواب ندارند طفلکی‌ها ... یک پای‌شان در کپنهاگ است تا مقدمات سفر رییس دولت دهم را فراهم کنند و یک پای‌شان در کنفرانس‌های خبری متعدد با نمایندگان رکن چهارم دموکراسی! تا با بهترین کیفیت و کمترین زمان ممکن به مردم خود و دیگر کشورهای جهان بنمایانند که دارند در این مهم چه می‌کنند!
     باور نمی‌کنید؟ کافی است سری به درگاه مجازی و البته رسمی سازمان حفاظت محیط زیست کشور بزنید تا ببینید که در آنجا هر خبری را می‌توان یافت، مثل این خبر یا آن یکی! اما دریغ که به موضوع کپنهاگ اشاره‌ای حتا در حد یک خط شده باشد!

تصویر صفحه نخست تارنمای دفتر طرح ملی تغییر آب و هوا - آخرین بروزرسانی: زمستان 1386!

     تأسف‌آورتر و حیرت‌انگیزتر آن که، وقتی به تارنمای دفتر طرح ملی تغییر آب و هوا مراجعه می‌کنیم که علل‌القاعده باید همه‌ی هم و غمش همین اجلاس کپنهاگ باشد، درمی‌یابیم که آخرین مطلبش مربوط به زمستان سال 1386 است!
    انگار خواب زمستانی این دفتر به مراتب از خواب زمستانی برخی از وبلاگ‌نویسان محترم به اصطلاح سبزنویس هم سنگین‌تر است که در بزنگاه‌های حیاتی ناگهان خوابشان می‌برد و یا در بیداری هم خواب هستند و یا خودکشی می کنند و اصلاً متوجه رخدادهای خطرناکی که در همین حوالی در حال وقوع است، نیستند! هستند؟
     وای بر ما ...
     نتايج حاصل از سناريوهاي مختلف تغيير اقليم در ایران نشان مي‌دهد كه با بالا رفتن دما، تبخير در اغلب حوضه‌هاي آبخیز و در تمام طول سال، افزايش مي‌يابد. افزايش دما در حدود تقريبا 2 تا 6 درجه سانتي‌گراد موجب 6 تا 12 درصد افزايش در تبخير سي حوضه و بارش 71- 78 درصد تغيير دارد. كاهش رواناب سالانه از 88- تا 50+ درصد تغييرات نشان مي‌دهد و بدین ترتیب امنیت غذایی ما هم مورد تهدید جدی قرار خواهد گرفت ... اما ما همچنان خواب هستیم! آن هم در حالی که اعلام می‌شود روند گرم شدن کره زمین می‌رود تا در سال آینده – 2010 به مرزی باورنکردنی افزایش یابد و به بالاترین حد خود برسد!

     آقای محمدی‌زاده عزیز!
     پس کجا رفت آن حرف‌های زیبا؟
     دست کم گوش مسئول سایت سازمان را بتابانید که اینقدر آشکارا ویترین‌تان را لو ندهد! به خدا پر از گرد و خاک است! نیست؟

     مؤخره:
     راستی چرا کسی همچنان پیام خطرناک ناصر کرمی را درنمی‌یابد یا جدی نمی گیرد؟! ۷:۳۰ امروز در برنامه روز از نو شبکه دوم سیما سعی می کنم تا به این موضوع جدی تر بپردازم.

                                                                   درج نظر

یک همایش بی‌سابقه در ایران: نقش روحانیت در توسعه پایدار!


    چند روز پیش دعوتنامه‌ای به دستم رسید که هم مرا حیران کرد و هم خوشحال! دعوتنامه از سوی دبیرخانه‌ی "نخستین همایش ملّی نقش روحانیت در توسعه پایدار" فرستاده شده و از نگارنده دعوت کرده بود تا به عنوان سخنران در این همایش یک روزه شرکت کند ...

ادامه نوشته

گول این رنگ سبز را نخوردید؛ اصلاً چیز خوبی نیست! هست؟

رنگ سبزی که نشانه خطر است!

     این تصویر را که می‌بینید، یک عکس ترکیبی ماهواره‌ای از سنجنده‌ی Landsat است که پایتخت ایران را نمایش می دهد و منبع آن سازمان ناسا آمریکاست ...

   

ادامه نوشته

تصویری از تالاب انزلی که با آدم حرف می‌زند! نمی‌زند؟!


     به نظر من نباید ناامیدانه در باره‌ی این تصویر برگرفته از کسوف دست به قضاوت زد! همین که تابلوی زردرنگ سازمان حفاظت محیط زیست کشور هنوز پیداست و می‌تواند برای کلاغ‌ها در زیباترین تالاب کشور، تکیه‌گاهی مطمئن برای رفع (بخوانید دفع) قضای حاجت باشد، خوب است! خوب نیست؟   

بدون شرح!

    حالا اگر تالاب دارد تبدیل می‌شود به مرداب؛ اگر میلیون‌ها تن رسوب و مواد آلاینده در آن تخلیه می‌شود؛ اگر کنارگذرش می‌شود میان‌گذر و اگر استادیوم ورزشی در مرکزش می‌خواهند بسازند؛ خب بسازند! سازمان محیط زیست کشور سال‌هاست که نشان داده در این جور حاتم‌بخشی‌ها بخیل نیست! هست؟
    تازه وقتی هم می‌خواهد وارد عمل شود، آدم را بیشتر یاد شاه سلطان حسین می‌اندازد تا آغا محمد خان قاجار! نمی‌اندازد؟

درج نظر

دیروز بیست و پنجمین سالگرد قتل 35 هزار انسان بود!

مرگ گسترده و خاموش دام ها در بوپال ...

    سوم دسامبر 1984 میلادی، بسیاری از مردم بوپال تصور کردند که 1984، یک افسانه‌ی خیال‌بافانه نبوده و جرج اورول راست می‌گفته است!
   در آن روز شوم 10 هزار نفر از مردم بیگناه این بخش از هندوستان در اثر فاجعه‌ی نشت گاز سمی از کارخانه‌ی یونایتد کاربید به دلخراش‌ترین شکل ممکن جان خویش را از دست دادند ...

ادامه نوشته

در فاصله‌ی 3 روز تا سبزترین اجلاس جهان؛ خیلی‌ها هنوز نمی‌دانند کپنهاگ را باید خورد یا پوشید یا ...?!


فقط سه روز مانده تا بزرگترین اجلاس سبز در روی کره زمین

     چهارشنبه شب گذشته، خبرنگار محیط زیستی یکی از روزنامه‌های پایتخت با من تماس گرفت تا از موضع و برنامه‌های دولت در آستانه‌ی اجلاس کپنهاگ آگاه شود. با تعجب به ایشان گفتم: نشانی را اشتباه آمده‌اید! باید از مسئولین سازمان حفاظت محیط زیست سؤال کنید. اما او پاسخی داد که حیرتم را افزون‌تر کرد!   

ادامه نوشته

این را دیگر نمی‌شود سانسور کرد! می‌شود؟


     یک تیتر پر سروصدای این روزها، «سانسور رسمی آلودگی هوا» بود که در چندین سایت و روزنامه به تیتر یک بدل شد! با خود در حیرتم که مگر می‌شود چنین تصاویری را انکار و سانسور کرد؟!    

شمال آزادراه آزادگان - ساعت 4 بعدازظهر 11 آذر 1388

     دیروز داشتم از غربی‌ترین نقطه‌ی بزرگراه همت به سمت شرق می‌راندم که در مقطع آزادگان با این تصویر تأسف‌بار برای چندمین بار روبرو شدم. در حقیقت، کمتر روزی است که از آزادراه تهران کرج عبور کنم و شاهد به هوا رفتن چنین دودهای غلیظ و سیاه‌رنگی نباشم! آن هم در شهری که رسماً اعلام می‌شود بیش از سه میلیون از شهروندان بی‌گناهش  مبتلا به آسم هستند؛ بیماری مهلکی که به گفته‌ی رییس انجمن آسم و آلرژی ایران، متهم شمار یک آن، آلودگی هوای تهران است. شهری که در شش ماه نخست سال جاری فقط شش روز هوای پاک داشت!
    و من در شگفتم که چگونه هنوز در برابر جابجایی این پایتخت دوداندود تردید و مقاومت وجود دارد! و مرگ خاموش تهرانی ها را جدی نمی گیریم؟
     مگر نه این است که خود اعلام می‌کنیم:  طرح جامع كاهش آلودگي هواي تهران شكست خورد!
     مگر نه این است که هشدار می‌دهیم: ميزان آلاينده سرطان‌زاي بنزن دست‌کم10 برابر حد مجاز است!
      این داستان تکراری مدیریت آلودگی هوای تهران را تا کی و کجا می‌خواهیم ادامه دهیم؟
     ما که حتا به دلیل باورهای قبیله‌ای و ملاحظات گروهی و صنفی خود، حاضریم وضعیت مترو تهران را به این خاک سیاه امروز برسانیم، دیگر چه ادعای رهبری جهان داریم؟ آیا فکر نمی‌کنید آنها که از بالا به ما می‌نگرند، دل‌شان درد می‌گیرد از بس که باید از شعارهای توخالی ما بخندند؟!
     اگر به فکر ما نیستید؛ دست کم به فکر دل مردمانی باشید که سخنان شما را می‌شنوند!
     به پرسش وحید عزیز برگردیم: آیا هوای پاک فقط رؤیای ماست؟!

درج نظر

قصه‌ی من و فرهنگ و فرود از جدالی بین مرگ و زندگی!

آیا ایران به برهوتی عاری از درخت بدل می‌شود؟

کاری از محسن ظریفیان 

     پرسشی که فرهنگ قصریانی، فرود شریفی و محمّد درویش در گفتگو با ندا گنجی در روزنامه حیات نو کوشیده‌اند تا به آن پاسخ دهند:

جدال مرگ و زندگى در جنگل‌هاى ايران

درج نظر

چرا كميسيون  كشاورزي، آب و منابع طبيعي مجلس براي نمايندگان جذابيت ندارد؟!

 

احمدعلي كيخواه داراي دكتراي آب از استراليا

    دوشنبه شب گذشته با دكتر احمدعلي كيخواه نماينده مردم زابل و زهك در مجلس شوراي اسلامي و نايب رييس كميسيون كشاورزي، آب و منابع طبيعي نشستي مشترك داشتيم كه بيش از 4 ساعت به طول انجاميد.
    موضوع نشست بررسي توانمندي‌هاي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور به منظور ساماندهي به اوضاع نگران كننده‌ي دشت سيستان از منظر شاخص‌هاي مؤيد ناپايداري سرزمين بود. شاخص‌هايي كه جملگي با شيبي منفي و شتاب‌ناك در حال فرواُفت كارمايه ها و زيرساخت ها هستند.
    نكته‌ي جالبي كه دكتر كيخواه مورد اشاره قرار داد، وزن ناچيز گرايه‌هاي محيط زيستي و دانش‌هاي مرتبط با آن در مجالس قانون‌گذاري ايران بوده است. وي مي‌گفت: تا هنگامي كه بر شمار راه‌يافتگان به صحن بهارستان از بين متخصصين اين بخش افزوده نشود، نبايد انتظار داشت كه كار مؤثر و بزرگي براي احياي وضعيت كشاورزي، منابع طبيعي و آب در ايران صورت گيرد.
   گفته‌هاي او مرا به فكر فرو برد؛ به خصوص آن كه در طول ماه گذشته اين دومين باري بود كه با وي به عنوان يكي از نمايندگان ذينفوذ و تحصيل‌كرده جلسه داشتم - كه با 155 رأي به عنوان ناظر مجلس شوراي اسلامي در شوراي عالي آب كشور هم انتخاب شده است - و هربار احساس مي‌كردم كه چقدر غم و حرف‌هاي ناگفته در ضميرش موج مي‌زند! حرف‌هايي كه شايد هيچگاه نتواند برزبان آورد و همين او را بيشتر بيازارد.
    جالب است بدانيد در هيچ يك از دوره‌هاي هشت‌گانه مجلس، تاكنون اكثريت اعضاي اين كميسيون را متخصصان مرتبط تشكيل نداده‌اند؛ آن هم در شرايطي كه تعداد دانش‌آموختگان اين حوزه در مجلس همواره به صورت اسمي بيشتر از ظرفيت كميسيون – يعني 23 نفر - بوده است! به عنوان مثال در همين دوره هشتم حدود 30 نفر كارشناس، كارشناس ارشد و دكترا در رشته‌‌هاي كشاورزي و گرايش‌هاي مرتبط با آن در حوزه‌ي آب و منابع طبيعي و ... حضور دارند. امّا متأسفانه حتا نيمي از اعضاي كنوني كميسيون متخصص اين حوزه نيستند! يا دغدغه‌ي نخست‌شان اين حوزه نبوده و نيست! چرا؟
    وقتي ميزان جذابيت اين كميسيون حتا براي متخصصين راه‌يافته به مجلس چنين اندك است، ديگر چه انتظاري از طيف گسترده‌ي نمايندگان غير متخصص در اين حوزه داريم تا به پايداري بوم‌شناختي سرزمين و حفاظت و ديده‌باني از اصل 50 قانون اساسي در عين تضمين امنيت غذايي كشور بپردازند!؟
    آيا مجاز هستم تا بگويم: از ماست كه بر ماست؟!

                                                              درج نظر


آنها بهشت مي‌كارند و ما بهشت درو مي‌كنيم!


     نمي‌دانم تصوير باغ بوچارت در ونكور كانادا را در دل‌نوشته‌هايم  ديده‌ايد يا نه؟ باغي كه بيش از يكصد سال پيش بر ويرانه‌هاي يك كارخانه سيمان ساخته شد و اينك به عنوان زيباترين پرديس انسان ساز جهان از آن ياد مي‌شود.
    آنها كه آن باغ رؤيايي را از نزديك ديده‌اند، خوب مي‌دانند كه تصاوير برگرفته از آن باغ هرگز نمي‌تواند بزرگي اعجاب‌برانگيز ابتكار و عشق انسان‌هايي را به تصوير درآورد كه در كار ساخت بهشتي‌ترين قطعه‌ي زمين مشاركت داشته‌اند. بايد در آن پرديس ناهمتا قدم بزني و با نواي سحرانگيز پرندگان و زمزمه‌ي روح‌نواز جوي‌ها و آبشارهايش همراه شوي تا به درستي درك كني از كدام بهشت با تو سخن مي‌گويم.

نبريد اين آيه هاي بهشتي را آقا! نبريد ... - طرحي از جواد طريقي اكبرپور (جام جم)

    اين ها را گفتم تا افسوس خود را از بلايي كه بر سر بهشت‌هاي بكر خود در كلاردشت، دنا، خجير، ميان‌كاله، نايبند، باهوكلات، ميان‌جنگل، سبزكوه، لردگان، دماوند، مارگون، پريشان، هامون، بختگان، گاوخوني، مسيله، تاريك‌دره، تالاب گندمان، باغ اكولوژي نوشهر، کام فيروز، شهر افسانه‌اي لوت، تنگه هايقر، هلن، جنگل ابر و نظاير آن مي‌آوريم، اعلام دارم.
    آيا سزاوار است كه ما بهشت مارگون را به كارخانه سيمان مارگون تغيير دهيم و آنها كارخانه سيمان بوچارت را به بهشت بوچارت؟!

    مي‌دانم كه تحمل طولاني‌تر كردن اين سياهه‌ي تلخ را نداريد.

    فقط كاش روزي از خانواده بوچارت ياد بگيريم و دوباره بهشت بسازيم و به جهانيان فخر بفروشيم و كبك‌مان خروس بخواند! نه آن كه حتا از صداي قار قار كلاغ‌ها هم محروم شويم!
     به خدا مرديم از بس كه جان داديم از شنيدن نابخردي‌هاي زمانه‌اي كه در آن زيست مي‌كنيم!

     حق ما اين نبود! بود؟

                                                                درج نظر

باغ‌موزه‌ها باید به درختان جان دهند نه آن که جان بستانند!

سردار باقرزاده

     آقای سردار باقرزاده عزیز - رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس! ممنون که می‌خواهی در شهرکرد باغ موزه دفاع مقدس درست کنی. اما کاش آن باغ موزه را در جایی برپامی‌داشتی که به موجودیت سبزینه در بام ایران بیافزاید، نه آن که منجر به تخریب 5 هکتار از اراضی پارک جنگلی تهلیجان هم بشود ...    

ادامه نوشته

آی آدم‌ها! هوا در آن‌بالاها - در شهرکرد – بس ناجوانمردانه سرد است ...

مسلخستان درختان 20 ساله در شهرکرد - عکس از هومان خاکپور

     روز گذشته، در سکونتگاهی که در بین 30 مرکز استان با عنوان بام ایران شناخته می‌شود؛ رخدادی تلخ روی داد که اشک بسیاری از طرفداران محیط زیست را در شهرکرد درآورد. آنها که شهرکرد را از نزدیک دیده‌اند، می‌دانند که این شهر برخلاف آنچه انتظار می‌رود از سرانه‌ی سبزینه‌ی درخوری برخوردار نیست و برهنگی زمین در شهرکرد کمتر از کرمان به چشم نمی‌آید! می‌آید؟
    با این وجود، بنابر روایت تصویری دیده‌بان عزیز طبیعت چهارمحال و بختیاری – هومان خاکپور – به بهانه‌ی دفاع از ارزش‌ها و نشر فرهنگ! این بار این مظلوم‌ترین و مفیدترین آیه‌های پروردگار هستند که در دامنه‌ی جنوبی کوه تهلیجان در صف مرگ قرار گرفته و بیش از 500 اصله از ایشان به جوخه‌ی اعدام سپرده شدند! چرا؟!
     انگار واقعاً هوا در آن بالاها در بام ایران، بس ناجوانمردانه‌تر از هر زمان دیگری و هر مکان دیگری سرد است! نیست؟

                                                           درج نظر

پست جدید دکتر پیمان یوسفی آذر!


   

دکتر پیمان یوسفی آذر

     پیمان یوسفی آذر چندسالی است که در سمت مدیرکل جنگل‌های خارج از شمال سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور مشغول انجام وظیفه است. او در شمار نیروهای ناصر مقدسی – معاونت مناطق خشک و نیمه خشک – محسوب می‌شود که به خصوص این اواخر بسیار فعال نشان داده و درمجموع می‌شود او را یکی از مدیران متخصص و علاقه‌مند به حوزه‌ی کاری‌اش قلمداد کرد. به ویژه عملکرد شجاعانه‌ی او در برابر طبیعت‌ستیزان پرقدرتی که در تلاش برای نابودی جنگل ابر هستند، آشکارا قابل ستایش است.
    او روز شنبه – 30 آبان 1388 – در بخش خبری 12:30 شبکه‌ی خبر به طور زنده با آقای مهندس قربان‌پور، مدیرکل راه و ترابری استان گلستان مناظره داشت. در جایی از این مناظره‌ی تاریخی، هنگامی که قربان‌پور معلوم بود که در برابر استدلال‌های منطقی دکتر یوسفی آذر کم آورده است، گفت: اصلاً شما را چه به اظهار نظر در باره جنگل‌های ایران؟! شما بروید همان وظیفه‌ی خودتان، یعنی جنگل‌های خارج از کشور را درست انجام دهید!
    در این لحظه‌ی تاریخی عکس‌العمل یوسفی آذر واقعاً دیدنی بود و تازه دریافته بود که با چه آدم آفسایدی داشته از آموزه‌های محیط زیستی ناب برای دفاع از جنگل ابر سخن می‌گفته!
    یادم هست که یک روز نماینده بندرعباس در باره سوراخ شدن لایه ازن یک حرف تاریخی زد (هر کس سوراخ کرده، خودش هم برود بدوزد!) و یا آن یکی نماینده که گفته بود: چرا ما باید دلمان برای قوچ ارمنی بسوزد؟ بگذار همان کشور ارمنستان برای حفظ آنها سرمایه‌گذاری کند!!
    حالا انگار می‌شود به راحتی بر این سیاهه‌ی دلپذیر، گفته‌های تاریخی جناب قربان‌پور را هم اضافه کرد! نمی‌‌شود؟

    مؤخره:
    بعدازظهر روز دوشنبه – 2 آذر 88 هم یک مناظره رادیویی بین موافقین و مخالفین احداث جاده در جنگل ابر از رادیو ایران پخش شد که آقایان قره‌خانی نماینده مردم علی آباد گرگان در مجلس شورای اسلامی به همراه دکتر یوسفی آذر و قربان‌پور شرکت داشتند که الحق و والانصاف، یوسفی آذر یک تنه به خوبی در برابر آنان مقاومت کرد. با این وجود، برایم بسیار دردناک بود که می‌دیدم یک نماینده‌ی مجلس اینگونه بی‌پروا تمامی آموزه‌های محیط زیستی را به سخره گرفته و با شدت از احداث جاده در دل جنگل ابر دفاع می‌کند. او حتا این را هم گفت که فقط جنگل ابر که زیبا نیست! همه‌ی استان گلستان زیباست و حالا – لابد- ابر نشد، جای دیگر که هست!
     به نظر می‌رسد، طرفداران محیط زیست باید بیش از پیش آگاه بوده و قاطعانه‌تر از قبل در برابر این صف‌آرایی طبیعت‌ستیزانه سنگربندی کنند. به ویژه جا دارد از شخصیت‌هایی چون آیت‌الله دری نجف‌آبادی در این خصوص مدد گرفت.

درج نظر

یک پیروزی دیگر برای طرفداران محیط زیست در ابر!

چشم اندازی ناب از جنگل زیبای ابر

     سرانجام، استاندار سمنان پس از کش و قوس‌های فراوان، دستور توقف عملیات جاده‌سازی (بخوان جنگل‌زدایی) را در جنگل ابر صادر کرد. دو هفته است که طرفداران محیط زیست هر چه فریاد دارند، هر چه توان دارند و هر چه استدلال دارند در مجامع گوناگون محلی و ملّی عرضه داشته‌اند تا بلکه بتوانند از بزرگترین حماقت (بخوان جنایت) قرن در هیرکانی جلوگیری کرده و این سبزکشی بی مثال را به پایان برند. به ویژه باید از دو مدیر توانمند یکی در سازمان حفاظت محیط زیست (دکتر محمّدباقر صدوق) و دیگری در سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور (دکتر پیمان یوسفی آذر) قدردانی کنم که مرد و مردانه در برابر طبیعت‌ستیزان قدرقدرت و دولت‌سالار ایستادند و پا پس نکشیدند.
    امید که نسل امروز بتواند جنگل زیبا و بی‌مثال ابر را به آیندگان نیامده بر این آب و خاک مقدس تحویل دهند.

درج نظر

آنفولانزای نوع جاده‌ای در ایران!

آنفولانزایی که یک شبه ره صدساله رفت!

      روز گذشته، سازمان بهداشت جهانی در آخرین گزارش خود اعلام کرد که متأسفانه تعداد تلفات ناشی از آنفولانزای نوع A از مرز 6770 کشته در 206 کشور جهان گذشته است ...
    

ادامه نوشته

نشانه‌هایی مثبت در مسیر احیای ساختار تشکیلاتی نگهبانان زمین در ایران


     دوشنبه گذشته نمایندگان هفت تشکل عمده‌ی علمی در حوزه‌ی محیط زیست و منابع طبیعی در دفتر دکتر حسین ارزانی، رییس هیأت مدیره انجمن مرتعداری ایران واقع در دانشکده منابع طبیعی کرج به دور هم جمع شده بودند تا در باره‌ی مهمترین مسایل حوزه‌ی متبوع به تبادل نظر و اعلام موضع بپردازند. آقایان دکتر مجید مخدوم، دکتر ابراهیمی، دکتر امیری، دکتر سبحانی، دکتر سلاجقه (رییس دانشکده)، مهندس نصرتی و نگارنده (به نمایندگی از انجمن اعضای هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع) از دیگر شرکت‌کنندگان در این جلسه بودند.
    نکته‌ی حایز اهمیت آن بود که تقریباً همه‌ی حاضرین با ادغام تشکیلات منابع طبیعی و سازمان حفاظت محیط زیست کشور در یکدیگر همراه بودند. منتها ملاحظاتی هم وجود داشت که قرار شد پیش از انتشار رسمی، مراتب با رؤسای دو قوه‌ی مجریه و مقننه در میان نهاده شود. چرا که موضوع به زودی در نخستین نشست کابینه دولت مورد بررسی جدی قرار خواهد گرفت.

    همچنین اغلب حاضران حضور دکتر محمّدباقر صدوق در رأس معاونت محیط طبیعی سازمان را به فال نیک گرفته و ابراز امیدواری کردند که ایشان بتواند سزاوارانه‌تر از حقوق طبیعت دفاع کند.

درج نظر

خودكشي يك وبلاگ سبز!


    امروز دلم گرفت ... داشتم در باره رودخانه كشف رود و روزگار پژمان آن در خراسان رضوي جستجو مي‌كردم؛ رودخانه‌اي كه در طي مسير 290 كيلومتري‌اش از كوه‌هاي زيباي بينالود و هزارمسجد تا پل خاتون سرخس، هر آنچه فاضلاب شهري و كشاورزي و صنعتي و بيمارستاني است، نثارش مي‌كنيم؛ رودخانه‌اي كه از آب گوارايش! محصولات كشاورزي و سبزي برداشت مي‌كنيم و به خورد خود و دام‌هاي مان مي‌دهيم ... و رودخانه‌اي كه بيش از 4 سال است ناقوس مرگ را در ديار حكيم جاودان طوس به صدا درآورده؛ اما دريغ از هيچ فريادرسي ...

    در طول اين سال‌ها، فردي استاندار خراسان شمالي بود كه اينك متولي شماره يك پاسداري از سبزينگي كشور است. خيلي دوست دارم بدانم نحوه‌ي تعامل حسين آقاميري با محمدي‌زاده در طول اين سال‌ها چگونه بوده است؟
    به هر حال حاصلش هر چه كه بود، امروز صداي خبرنگار كم سر و صداي رسانه‌ي به شدت محافظه‌كار راديو در بخش پيك بامدادي را هم درآورد تا به عينه همه مردم ايران با گوش‌هاي خود بشنوند كه همچنان فاضلاب بيمارستاني بدون تصفيه وارد كشف رود مي شود ...
    بگذريم!
 
    منظورم اين بود كه در گرماگرم اين جستجو دريافتم كه يكي از وبلاگ‌نويسان فعال حوزه سبز، دست به خودزني زده و تمامي موجوديت تارنماي پربارش را در دادگاهي فرمايشي به آتش كشيده و حكم اعدام را نيز به اجرا درآورده ...
    و هيچ هم فكر نكرده كه ما از اين به بعد براي ديدن آن تصاوير زيبا در تارنمايش و آن تمثيل‌هاي يگانه، چقدر تنها خواهيم شد ...
   در يادداشت، روزگار سينوسي سبزنويس‌ها گله كرده بودم كه چرا كم مي‌نويسيد؟ يادم رفته بود كه بگويم: چرا خودكشي مي‌كنيد؟
   حالا مي‌گويم و اميدوارم ديگر شاهد قتل هيچ مهتابي به فرمان نئون نباشيم!

جاي خالي آب در مذاكرات ريزگردهاي عربي!

    ديروز آخرين روز از نشست مشترك هيأت ايراني و عراقي در باره‌ي ريشه‌يابي و مهار مشكل تشديد كانون‌هاي بحراني فرسايش بادي در كشور عراق بود؛ كانون‌هايي كه تظاهراتش در غالب ريزگرد تا تهران هم رسيد و خس و خاشاك تهراني را هم غبارآلود كرد! نکرد؟
    نكته‌ي حيرت‌انگيز ماجرا اين است كه ظاهراً نمايندگان وزارت نيرو به عنوان يكي از پايه‌هاي اصلي براي ريشه‌كني اين بحران ناديده انگاشته شده و محترمانه حذف شده‌اند!

امير سررشته داري

    گزارش امير سررشته‌داري عزيز خود گوياي ماجرا هست. اميدوارم كه تا كار از كار نگذشته، آب را وارد معادله‌ي درمان ريزگردهاي عربي كنيم.

درج نظر

دعوای مترو تهران خیابانی می‌شود!


    احتمالاً شما نیز ممکن است مانند من یکی از صدها هزار شهروندی باشید که امروز صبح چنین تابلویی را در سطح برخی از معابر تهران دیده‌اید ...
    
   

ادامه نوشته

باز هم حديث تكراري بيل و كلنگ و آتش و تالاب!

باز هم حديث تكراري بيل و كلنگ در مواجهه با آتش كه 150 هكتار از قلمرو حله را نابود كرد!


      150 هكتار از تالاب ارزشمند ديگري واقع در منطقه حفاظت شده حله – استان بوشهر – هم در يازدهمين روز آبان 1388 سوخت تا حكايت تلخ مهر 88 در تالاب گندمان و اسفند 87 در تالاب پريشان تكرار شود ...

ادامه نوشته

تن‌پوشی گشاد بر قامتی لرزان و نحیف!

باورتان می شود؟ اینجا تالاب گندمان است - 23 مهر 1388

      هفته‌ی گذشته شخصاً به تالاب گندمان در قلب پرآب‌ترین استان ایران – چهارمحال و بختیاری - رفتم تا پس از یک ماه از نزدیک میزان خسارت‌های واردآمده بر این زیستگاه منحصر به فرد آبی خاکی را در اثر رخداد آتش‌سوزی دریابم. دودی سپید سرتاسر تالاب را همچنان فراگرفته بود؛ شناسه‌ای که اثبات می‌کرد: آتش نهفته در جان گندمان هنوز سوزان است و حیات را بی مهابا به سیخ کشیده و می‌کشد ...

ادامه نوشته

دیدگاه ۳ فعال محیط زیست در باره انتقال پایتخت

    آیا برای تهران هنوز می توان امید زندگی داشت؟!

     دکتر محمّد حسن پیراسته، مهندس یاسر انصاری کجور و نگارنده در باره‌ی تبعات انتقال پایتخت از منظر ملاحظات محیط زیستی با مینو صابری در رادیو زمانه گفتگو کرده‌اند.
           بشنوید:

کلیک کنید

درج نظر

سبزترين مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام!

خدانگه دار تهران؟!

و سرانجام پس از كش و قوس‌هاي فراوان، هاشمي رفسنجاني و تيم سرد و گرم چشيده‌اش در مجمع تشخيص مصلحت نظام، چراغ سبز لازم براي پايان دوره 220 ساله‌ي پايتختي تهران را صادر كردند.
اقدامي كه به باور نگارنده و بسياري از فعالان حوزه محيط زيست و علاقه‌مندان به پايداري سرزمين، مي‌تواند به حق در شمار مهم‌ترين راهكار پاسداري از اصل 50 قانون اساسي شناخته شده و به عنوان سبزترين اقدام يك حكومت در ايران در طول 3 قرن گذشته ياد شود ...

ادامه نوشته

محمدي‌زاده خوب حرف مي‌زند؛ يعني خوب هم عمل مي‌كند؟!

چه كسي باور مي كند اين خنده ها؟!


عالي‌ترين مقام كشور در قلمرو طبيعت ايران، اين روزها حسابي گرد و خاك راه انداخته و تقريباً همه‌ي حرف‌ها و انتقادها و ناله‌ها و درددل‌هاي طرفداران و متخصصين محيط زيست وطن را گاه حتا تندتر و بي‌پيرايه‌تر بر زبان آورده و از وضعيت پايداري طبيعت ايران به شدت ابراز نگراني مي‌كند.
او مي‌گويد: فقط 9 كشور در جهان وجود دارند كه بيشتر از ايران، به تاراج و تخريب كره‌ي زمين مشغولند!
او اين را هم حتا مي‌گويد كه با ادامه‌ي روند موجود، ممكن است نسلي از ايرانيان كه در قرن 22 پا به عرصه‌ي وجود گذارند، هرگز در سرزمين مادري‌شان نتوانند ردپايي از سبزينه و درخت بيابند.
و مگر ما چيز ديگري جز اين مي‌گوييم؟ وقتي مي‌بينيم كه محمدي‌زاده هم با همان عشق و علاقه از حفظ تالاب‌ها سخن مي‌گويد كه ما!
نكته‌ي تأمل‌برانگيز‌تر آن كه محمدي‌زاده بر خلاف رييس قبلي كه همه‌ي تقصيرها را به گردن مدير پيشينش مي‌انداخت، كمتر در اين دام افتاده و درعوض آشكارا مديريت كلان كشور و عدم توجه سزاوارانه به محيط زيست را در برنامه‌هاي توسعه به چالش گرفته است.
او اينك در انتخاب برخي از همكاران خود نيز چنين رويه‌اي را امتداد داده و اميدهايي را در دل علاقه‌مندان و نخبگان محيط زيست روشن كرده است.
حال بايد ديد اين كلام‌هاي روشن‌گرانه و اين انتقادهاي تند از وضعيت ناهنجار امروز، تاكجا مجال ادامه يافته و آيا مرد اول طبيعت ايران آنقدر ميدان دارد يا به او ميدان داده‌اند! تا بتواند در عمل هم آمال‌ها و آرزوهاي خود را جامه‌ي عمل بپوشاند؟
يك طرفدار محيط زيست هميشه بايد به تبعيت از مهر و نيكفرجامي نهفته در دل طبيعت، مثبت‌انديش باشد؛ از اين رو من هم اميدوارانه به اين تحولات و سخنان نگاه مي‌كنم و با پايشي بيشتر و دقيق‌تر از قبل به انتظار عينيت يافتن آنها مي‌مانم.

سپاس از دکتر حجت‌الله زاهدی‌پور

آقای دکتر حجت الله زاهدی پور - 28 مهر 1388

حجت‌الله زاهدی‌پور، یکی از پژوهش‌گران باسابقه در حوزه منابع طبیعی و محیط زیست استان مرکزی است؛ او اینک مسئولیت بخش منابع طبیعی در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اراک را برعهده دارد. هفته‌ی گذشته در معیت گروهی از همکارانم(کنشلو، علیزاده، میرحاجی و رسول امید) برای ارزیابی طرح‌های آن مرکز، مهمان او و همکاران سختکوشش بودیم ...

ادامه نوشته

ابعاد تازه‌ای از فاجعه‌ی تجاوز به هلن

گزارش اسد افلاکی عزیز را در همشهری امروز حتماً بخوانید.

نه‌تنها حرمت هلن را به جای نیاوردند و حریمش را شکستند، بلکه با شبیخون – که چه عرض کنم؟ - با روزی خونی مستمر و پیوسته بیش از 3 هزار اصله درخت بلوط را به جرم دلپذیر بودن ذغال حاصل از آن در کیسه‌های 50 هزارتومانی! به یغما بردند.
امّا شگفتی اصلی تخریب زیباترین پاره‌های ناب طبیعت وطن در دیار زیبای چهار محال و بختیاری نیست! بلکه این مصاحبه‌ی مدیرکل محیط زیست استان – داود شیوندی – در شماره امروز روزنامه همشهری است که هم خنده بر لبان می‌نشاند و هم اشک از گونه‌ها سرازیر می‌کند!
این عالی‌ترین مقام سبز استان، در حالی که با قاطعیت قطع هرگونه درخت را در منطقه‌ی حفاظت شده هلن تکذیب می‌کند؛ به یک نکته‌ی ظریف هم اشاره می‌کند! این که تا پایان سال 88 همچنان مسئولیت پاسداری از رویشگاه‌های جنگلی استان – از جمله هلن - برعهده‌ی اداره کل منابع طبیعی است و نه سازمان محیط زیست. به بیانی ساده‌تر، جناب مدیرکل ظاهراً در حوزه‌ای که به ایشان ارتباطی ندارد، وارد شده و اعلام می‌کند که درختی قطع نشده است!
به این می‌گویند: حمیت فراقسمتی!

مؤخره:
3 هزار درخت که می‌توانستند حیاتی باکیفیت برای دست کم 3 هزار هموطن ساکن در هلن و سبزکوه بیافرینند، به دست عده‌ای سودجو و نابخرد نابود شدند تا آتشی افروخته‌تر برای منقل‌نشینان محترم فراهم آورند! اما ما به جای آن که درپی یافتن تبهکارانی باشیم که بلوط‌ها را به مسلخ بردند، نگران صندلی و مقام خود هستیم که مبادا آتش نهفته در آه آن 3 هزار بلوط دامن صندلی قدرت‌مان را هم بگیرد!
خواستم بگویم: محیط زیست و منابع طبیعی ما برای حفظ موجودیت خود نیاز به مدیرانی دارد که عشق‌شان به صندلی‌شان کمتر از عشق‌شان به طبیعت و مواهب ناب آن باشد.

همین!

درج نظر

کاش دولت‌سالاران در مورد طبیعت هم مثل شهرآورد استقلال و پرسپولیس نگران می‌شدند!

    روزنامه همشهری امروز را اگر بخوانید با این تیتر زنهاردهنده مواجه می‌شوید: «تخريب ارسباران و مسئولاني كه دير نگران مي‌شوند
      در ادامه این مطلب نویسنده با ناباوری می‌پرسد چرا پس از گذشت چند سال از هشدارهای بی‌شمار کارشناسان و دلسوزان محیط‌ز‌یست در مورد عواقب جبران‌ناپذیر فعالیت مجتمع فرآوري مس از معدن سونگون، سرانجام باید امروز قائم‌مقام سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور – دکتر شمس‌الله شریعت‌نژاد -  از ادامه فعالیت این مجتمع صنعتی در جوار جنگل‌های یگانه‌ی ارسباران ابراز نگرانی کند؟!

ادامه نوشته

دو اعتراف بزرگ در دو روز متوالی از وزارت نفت دولت دهم!

هدررفت گاز در پارس جنوبی: صحنه ای کاملاً آشنا!

     دیروز خبری بر روی درگاه اغلب خبرگزاری‌های داخلی و خارجی و به نقل از مسئولین شرکت ملی گاز ایران منتشر شد که تعجب و افسوس بسیاری از مخاطبان خبر را برانگیخت! این که ایران در هر روز معادل کل مصرف روزانه کشور ترکیه (که به اندازه ایران جمعیت دارد)، گاز هدر می‌دهد! به بیانی روشن‌تر، روزانه حدود 44 میلیون متر مكعب گاز در مشعل پالایشگاه‌ها و میادین بدون كوچكترین استفاده‌ای می‌سوزد كه این یعنی سوزاندن دست کم 7 میلیون دلار ناقابل اسکناس سبزرنک در روز ...

ادامه نوشته

جدال سبز و قرمز در صحنه شطرنج مدیریت حاکم بر سرزمین!

طرحی گویا از محمود تبریزی عزیز

     طرحي از محمود تبريزي در روزنامه جام جم ديدم كه عجيب مرا به ياد جدال نگران‌کننده و نابرابري مي‌اندازد كه اين روزها بين سپاهيان سبز در منابع طبيعي و محيط زيست از يك سو با توسعه‌سالاران طبيعت‌ستيز از سوي ديگر در جريان است ...

ادامه نوشته

نامهرباني‌هاي مسكن مهر با منابع طبيعي شتاب مي‌گيرد!

طرحي هوشمندانه از محسن ظريفيان كه بدجوري آدم را به فكر فرو مي برد! نمي برد؟!

     پس از ماجراي شبيخون قانوني! به نهالستان گرمسيري لردگان در استان چهارمحال و بختياري، اينك همكارانم خبر مي‌دهند كه به رغم مخالفت صريح مسئولين منابع طبيعي استان گلستان، بخش‌هايي قابل توجه از اراضي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان گلستان قرار است كه براي طرح توسعه مسكن مهر اختصاص يابد! افزون بر آن از شهرستان بندر گز نيز خبر مي‌رسد كه چندين هكتار از اراضي درختكاري شده‌ي متعلق به اداره‌ي منابع طبيعي آن شهرستان كاملاً تسطيح شده و درختانش در كمال نامهري با زندگي بدرود گفته‌اند تا بر مزارشان مسكن مهر برويد ...
ادامه نوشته