فرصتي كه تهديد فوكوشيما در ژاپن براي طرفداران صلح به ارمغان آورد!


پس از وقوع زلزله و سونامي ويرانگر در بيستمين روز از اسفندماه 1389، جهانيان ناباورانه شاهد انفجارها و آتش‌سوزي‌هايي گسترده در نيروگاه‌هاي اتمي  و صنايع پتروشيمي ژاپن در فوكوشيما و شيوگاما  واقع در شمال خاوري اين كشور و در جوار كلان‌شهر سنداي  بودند .
كمتر دولتي در جهان وجود دارد كه بتواند ادعا كند، از تجربه و توان نرم‌افزاري و دانش فني بيشتري در مقايسه با ژاپن براي مواجهه با زلزله و پيامدهاي مرگ بار آن برخوردار است. زيرا ژاپني‌ها در سرزميني زيست مي‌كنند كه به طور متوسط هر 5 دقيقه يكبار مي‌لرزد و همواره ركورد‌دار ثبت بزرگترين و مهيب‌ترين زمين‌لرزه‌هاي رخداده در جهان بوده است. از همين رو، معماران و مهندسان سازه در ژاپن همواره و به حق در حوزه‌ي مقاومت سازه‌اي، خود را بر پيشاني اين صنعت در جهان پنداشته و به اين موقعيت ممتاز و شهرت بي‌رقيب خود مباهات مي‌ورزند. در تأييد اين مدعا و موقعيت استثنايي، كافي است درنظر آوريم كه مجموع تلفات انساني ناشي از رخداد زلزله در ژاپن در طول نيم قرن اخير، اغلب كمتر از آمار سالانه تلفات ناشي از تصادفات جاده‌اي در ايران بوده است.
چنين است كه وقتي ميليون‌ها چشم در بعدازظهر جمعه – 11 مارس 2011 – به صورت زنده شاهد پيشروي امواج 10 متري سونامي به سوي سواحل شرقي ژاپن بودند، اين بار هم تقريباً همه انتظار داشتند كه ابعاد خسارت‌هاي برجاي مانده از وقوع زلزله 8.9 ريشتري و سونامي ناشي از آن در ژاپن، در كمينه باقيمانده و چرخ اين اقتصاد بزرگ جهاني با لكنتي جدي مواجه نشود. درصورتي كه نه تنها اينك خبر مي‌رسد كه غول‌هاي بزرگ تويوتا و سوني در ژاپن تعطيل شده‌اند ، بلكه شواهد بدست آمده حكايت از بزرگترين فاجعه انساني پس از جنگ جهاني دوم در ژاپن دارد و دولت مجبور به اعلام وضعيت فوق‌العاده شده است.
به ديگر سخن، آثار سونامي اقيانوس آرام، نه تنها ژاپن و بسياري از كشورهاي شرق و جنوب شرق آسيا، روسيه، استراليا و نيوزلند را متأثر كرد و زبانه‌هاي آن حتا تا كرانه‌هاي باختري كشورهاي آمريكاي شمالي، مركزي و لاتين هم امتداد يافت؛ بلكه يك سونامي بزرگ‌تر را در حوزه اقتصادي، سياسي، بهداشتي، نظامي، رواني و امنيتي در بسياري كشورهاي جهان از جمله در اروپا آفريد.
زيرا بار ديگر، جهانيان را متوجه عظمت خطري كرد كه از جانب نيروگاه‌هاي اتمي و تأسيسات پتروشيمي، مي‌تواند تمامي حيات را در اغلب نقاط جهان به خطر اندازد .
از سوي ديگر، ابعاد اين خطر چنان متأثركننده و برانگيزاننده بود كه سبب شد تا بزرگترين زنجيره‌ي انساني سبزها در كنار نيروگاه هسته‌اي نكاروستهام درجنوب آلمان و درنزديكي شهر اشتوتگارت به طول بيش از 45 كيلومتر شكل گيرد  تا مردم اين كشور اروپايي از اين طريق بتوانند فرياد اعتراض خويش را به گوش دولتمردان و زنان خود رسانده و خواهان برچيده شدن دايمي تمامي نيروگاه‌هاي اتمي در اين كشور و جهان شوند .
و درست از اين منظر، شايد تهديدي كه انفجار در نيروگاه اتمي فوكوشيما آفريد را بتوان به فرصتي بدل ساخت تا جهانيان يكبار و براي هميشه دريابند كه حتا استفاده صلح‌آميز از انرژي اتمي تا چه اندازه مي‌تواند تبعاتي مرگ‌آفرين و جبران‌ناپذير براي تداوم يك زندگي باكيفيت براي زميني‌ها به ارمغان آورد؛ چه رسد به اين كه اين انرژي بخواهد كاركرد نظامي هم يافته و يا به عنوان يك اهرم فشار مورد سؤاستفاده دولت‌ها و يا گروه‌هاي تروريستي جهان قرار گيرد.
چنين است كه نگارنده اين اميدواري را امروز، بيشتر از ديروز در دل خود روشن نگاه مي‌دارد كه حادثه‌ي مرگبار سونامي ژاپن و انفجار فوكوشيما بتواند جهانيان را يك گام محسوس و عيني به برپايي جهاني عاري از تسليحات و نيروگاه‌هاي اتمي نزديك‌تر سازد.
به راستي وقتي بشر اين توانايي را دارد تا نيازهاي انرژي خود را از طريق استحصال كارمايه‌هاي پاكي چون خورشيد، باد، زمين‌گرمايي، جزر و مد، بيوديزل و ... تأمين كند، چرا بايد به دست خود بر ساخت سامانه‌اي اصرار ورزد كه مي‌تواند امنيت جهاني را آشكارا و اينگونه دهشتناك به مخاطره اندازد. يادمان باشد كه مطابق گزارش سازمان توسعه ملل متحد (UNDP) در سال 2007، تنها عرصه‌اي به طول و عرض 800 كيلومتر در صحراي آفريقا، چنانچه به سلول‌هاي فتوولتاييك مجهز شود، مي‌تواند نياز انرژي تمام مردم ساكن در تمام كشورهاي موجود در تمام قاره‌هاي جهان را براي يك سال تأمين كند؛ به راستي چرا عزم و اراده جهاني نبايد حكومت‌ها را به سوي تحقق اين آرمان سوق دهد؟
پرسش تأمل‌برانگيزتر ديگر آن است كه اگر ژاپن با همه‌ي بضاعت فني و علمي خود نمي‌تواند امنيت نيروگاه‌هاي اتمي خويش را حتا در برابر رخدادهاي طبيعي و نه حملات نظامي تضمين كند، خداي ناكرده باوقوع چنين حوادثي در كشورهايي چون هندوستان، پاكستان، اسراييل و ايران كه علاوه بر آسيب‌پذيري در برابر رخدادهاي طبيعي، همواره ضريب امنيت نظامي آنها هم در مواجهه با تهديدهاي خارجي، يك دغدغه‌ي جدي و انكارناپذير بوده است، چه فاجعه‌اي ممكن است بيافريند؟
باشد كه كوشش نخبگان و فرهيختگان عالم براي يافتن پاسخي درخور به اين پرسش، راه را بر تسريع روند خلع سلاح جهاني هموارتر سازد.  

در گفتگوی داغ سبز رخ داد: تهرانی‌ها ؛ پوست کلفت‌ترین مردم جهان!


    همان طور که می‌دانید، موضوع هفدهمین برنامه از سری گفتگوی داغ سبز به بحران آلودگی هوای تهران اختصاص داشت که با حضور حشمت‌الله بسطامی، مدیر روابط عمومی شرکت کنترل کیفیت هوای تهران و رامین امینی زارع برگزار شد.
    در این برنامه واقعیت‌های شگفت‌آوری مطرح شد، از جمله این که در تمام طول سال 1389 تا امروز، تهرانی‌ها فقط از 8 روز سالم بهره‌مند بوده‌اند! درصورتی که مطابق استاندارد سازمان بهداشت جهانی، فقط یک روز در سال می‌تواند هوای شهر سالم نباشد؛ در غیر اینصورت خطرناک است!
    حالا شما خود عیار پوست کلفتی مردم پایتخت ایران را بسنجید!
    یکی دیگر از نکات عبرت‌آموز آن که بسطامی معتقد است: اگر امروز ناچار به شیمی درمانی بیماری سرطانی به نام تهران شده‌ایم؛ نتیجه‌ی 15 سال عدم توجه دولت‌ها به محیط زیست بوده است! زیرا مطابق بند ب ماده 82 در برنامه دوم توسعه، بند واو ماده 104 در برنامه سوم توسعه و ماده 62 از برنامه 5 ساله چهارم کشور، دولت مؤظف به رفع آلودگی تهران و کلان‌شهرهای ایران در حد استانداردهای قابل قبول بوده است. اما دریغ از اندکی پیشرفت در این حوزه! چرا؟
    و البته حرف‌های دیگری هم در این برنامه زده شد که بهتر است خودتان آن را گوش کرده و قضاوت فرمایید.
    متن شنیداری این گفتگوی داغ را در 46 دقیقه و 14 ثانیه می توانید در این نشانی گوش کرده و برای خود ذخیره سازید.

بیاییم همه برای نمایندگان مجلس کف بزنیم!

    آنچه که در هفته‌ی گذشته در صحن بهارستان رخ داد، بی‌شک رویدادی دلگرم‌کننده و نویدبخش برای طبیعت ایران و یکان یکان از طرفداران محیط زیست وطن بود. نمایندگان مجلس، در حقیقت در ششمین روز از آذر 1389 بسیار بیشتر از انتظاری که از آنها می‌رفت، عمل کرده و محتوای سبز و بسیار طبیعت‌مدارانه‌ای را به مواد محیط زیستی برنامه پنجم توسعه افزودند ...

ادامه نوشته

آیا به پایان دوران پادشاهی صنعت نفت رسیده‌ایم؟!

    اگر سری به درگاه مجازی American Scientific بزنید، با یک نظرسنجی روبرو می‌شوید که نتایجش می‌تواند و باید که برای برنامه‌ریزان و کلان‌نگران توسعه در ایران مهم باشد. در این نظرسنجی از کاربران پرسیده شده که با توجه به اعلام آژانس بین‌المللی انرژی، مبنی بر این که تا سال 2035، نیاز به انرژی در سطح جهان دست کم به میزان یک سوم کنونی افزایش خواهد یافت، کدام یک از انواع زمینه‌های صنعتی مرتبط با انرژی می‌توانند اشتغال بیشتری تولید کرده و جذب کنند ...

ادامه نوشته

ماجرای سدسازی در گفتگوی داغ سبز به راند دوم رسید!

    امروز از ساعت  14:30 الی 16:00، راند دوم از گفتگوی نگارنده با چهره ماندگار علمی کشور، پروفسور پرویز کردوانی در رادیو اینترنتی ایران صدا شروع خواهد شد که علاقه‌مندان به موضوع سدسازی می‌توانند به صورت زنده در این نشانی شاهد این برنامه دیداری و شنیداری باشند.
    همچنین، فایل صوتی این برنامه بعد از پخش از طریق تارنمای گفتگوی داغ سبز قابل دانلود کردن و شنیدن خواهد بود.گفتنی آن که به دلیل کم کردن حجم و تسهیل امکان دانلود آن برای کاربرانی که از اینترنت پرسرعت بهره مند نیستند، این بار فایل برنامه به سه بخش تقسیم شده است.


درج نظر

گزارش 4 ساعت گفتگو با شهردار تهران در باره محیط زیست!

    ساعت 15 روز سه شنبه، 22 تیرماه 1389، تالار کنفرانس مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران، میزبان جمعی از صاحبنظران و نخبگان حوزه محیط زیست ایران بود تا در فضایی متفاوت به بیان مهم‌ترین دردهای محیط زیست تهران و ایران بپردازند. به ویژه آن که این بار عالی‌ترین مقام شهری پایتخت، دکتر محمّدباقر قالیباف به همراه دوتن از معاونینش (دکتر عسگری‌آزاد، معاون تحقیقات برنامه‌ریزی و توسعه و دکتر حسین کلخورانی، معاون خدمات شهری)، حاضر بودند تا به سخنان 18 نفر از فعالان محیط زیست گوش دهند و جوابگو باشند ...
ادامه نوشته

10 فرمان رهبري به نفع محيط زيست ايران

    روز گذشته، عالي‌ترين مقام جمهوري اسلامي ايران پس از مشورت با تصميم‌سازان و نخبگان حاضر در مجمع تشخيص مصلحت نظام، يك فرمان 10 ماده‌اي انتشار دادند كه در حقيقت سیاست‌ها و راهبردهاي کلی اصلاح الگوی مصرف در كشور را اعلام و ابلاغ كرده است. اين فرمان از آن جهت اهميت دارد كه شايد بتوان آن را خالص‌ترين و سبزترين حكم حكومتي دانست كه تقريباً تمامي بندهاي 10 گانه‌ي آن هم‌راستا با ارتقاي ملاحظات محيط زيستي ايرانيان معنا مي‌يابد ...

ادامه نوشته

اگر سال 2014 هم نشد ؛ 2110 حتماً می‌شود! نمی‌شود؟

   خُب به نظر می‌رسد اگر عده‌ای از آدم زميني ها هم بتوانند جان سالم از ماجرای 2012 تا 2014 بدر ببرند، در 2110 خفتشان گرفته شده و به پایان خط خواهند رسید. زیرا به اعتقاد پروفسور 95 ساله‌ی استرالیایی – فرانک فنر - نژاد بشر به دلیل تغییرات آب و هوایی تا 100 سال دیگر منقرض می شود ...
ادامه نوشته

گام عملی ایران برای بهره‌مندی از انرژی خورشیدی

    بیش از دو سال پیش در یادداشتی با عنوان: «كارمايه‌ي خورشيدي ؛ همان لبخند پروردگار به ايرانيان است»، تأکید کردم که راه سعادت ایرانیان از شاهراه سبزرنگی به نام «کاربست انرژی خورشیدی» می‌گذرد؛ موضوعی که کوشیدم در سند راهبردی 20 ساله بیابان – چشم انداز 1404 نیز جایگاهی بایسته بیابد ...
ادامه نوشته

خلیج مکزیکو: فاجعه‌ی سیاهی که می‌تواند دورنمای روشنی بیافریند!

    افتضاح مصیبت‌باری که در اثر یک انفجار مرگ‌بار در عملیات اکتشاف چاه نفت واقع در خلیج مکزیکو در بیش از 40 روز پیش به وقوع پیوست، بار دیگر جهانیان را متوجه عقوبت ویرانگر رشد اقتصادی به هر قیمتی کرد. این که بشر از این قدرت تخریبی برخوردار شده است که حتا اگر نخواهد به عمد زمین را نابود سازد، به سهو این کار را انجام دهد!

ادامه نوشته

انعکاس روز جهانی محیط زیست در رادیو جوان!

    امروز مهمان رادیو جوان هستم تا در برنامه انعکاس و به بهانه‌ی روز جهانی محیط زیست، با هموطنانم از محیط زیست سخن بگویم؛ از کیفیتی که می‌تواند ضامن نشاط و بالندگی هر جامعه و کشوری باشد و درجه‌ی مطلوبیت آن، یکی از شاخص‌های شادابی سرزمین و مردمانش است ...
ادامه نوشته

هندی‌ها می‌خواهند ۲۰ هزار مگاوات برق خورشیدی تولید کنند!

    برای این که تصویر درستی از بلندپروازی هندی‌ها بدست آورید، کافی است به یاد آوریم که بزرگترین نیروگاه تولید برق کشور، نیروگاه شهید عباسپور است که ۲ هزار مگاوات بیشینه‌ی تولید آن است. به عبارت دیگر، هندی‌ها می‌خواهند تا ۱۲ سال دیگر، توان استحصال خویش را در حوزه‌ی انرژی خورشیدی به ۱۰ برابر برق تولیدی در بزرگترین نیروگاه ایران برسانند ...

ادامه نوشته

درختان کهن‌سالی که بی‌منت جهان را پایش می‌کنند و ما با منت، سر از بدن‌شان جدا می‌کنیم!

    این عکس را در خانه‌ی مجازی عباس ثابتیان عزیز دیدم که هفت سال پیش، خودش آن را در سنتر پارک شکار کرده بود!
    کاش آنها که فرمان قتل درختان کهنسال را در گیلان و قم و بوشهر و کرمان و ... صادر می‌کنند، می‌توانستند این تصویر را به همین شفافی و در خلوت خویش ببینند ...
    ممنون از آرام‌کوه عزیز، جناب عباس ثابتان گرامی.

تهدیدی که در منجیل به فرصت بدل شد!

    این تصویر را نگاه کنید:

    به درختان دقت کنید که چگونه تاب شدت وزش باد را نداشته و شکل رویشی شان متناسب با قدرت و جهت غالب وزش باد تغییر کرده است.

    اینجا منجیل است، سرزمینی که به بادهای سرد و سوزانش مشهور بوده و امتدادش تا دشت شال در بویین زهرا ادامه می یابد؛ چالشی و تهدیدی که سبب شده بود تا زندگی و تولید در این سرزمین با لکنت روبرو شود.

    اما ... و اما ...

    حال به این تصویر نگاه کنید:

    ماجرای منجیل، درس بزرگی برای همه ی ماست ... این که همیشه می توان از هر تهدیدی، از هر چالشی؛ فرصت ساخت؛ اگر یادمان باشد و بماند که برای نگاه به یک رخداد، یک منظر دید وجود ندارد.

    و برای کشف پنجره های جدید، باید از تلاطم ها نترسید ...

حسرت نبرم به خواب آن مرداب

کآرام درون دشت شب خفته است

دریایم و نیست باکم از توفان

دریا همه عمر، خوابش آشفته است.

                                                 محمّدرضا شفیعی کدکنی


درج نظر

چرا کودکان ما به درختان و جانوران احترام نمی‌گذارند؟

فقط تا شامگاه امروز فرصت دارید!


     کتابک، نام یک درگاه مجازی است که گروهی از پویندگان شوریده‌ی معرفت در حوزه‌ی دنیای زیبای کودکان، کوشیده‌اند تا چرخش را در این زمین ناهموار به گردش درآورند.
کتابک را دریابید و به دوستان‌تان معرفی کنید. زیرا ادعایی ندارد جز آن که می‌خواهد پنجره‌ای باشد به جهان خواندن. خوشبختانه یکی از بخش‌های مهم کتابک، بخش خبرها و تحلیل‌های محیط زیستی است که نگارنده نیز افتخار همکاری با آن را دارد.
    به همین مناسبت، مصاحبه‌ی کتابک را با نگارنده می‌توانید در این نشانی بیابید و بخوانید.

    عنوان این مصاحبه چنین است : «ما بزرگتر ها مسئول رفتارهای کودکان مان با طبیعت هستیم! »


درج نظر

سخنرانی در دانشگاه شیراز


    ساعت 4 بعدازظهر امروز – 20 اسفندماه 1388 – در دانشگاه شیراز خواهم بود تا به مناسبت هفته‌ی منابع طبیعی از دردهای جانکاه و نواهای  دل‌انگیز طبیعت وطن برای دانشجویان عزیز شیرازی سخن بگویم.
    استان فارس، دارای بیشترین تراکم مناطق حفاظت شده است؛ این استان به حق دارای بزرگترین و مشهورترین کهن‌زادبوم‌های تاریخی وطن هم هست و استعداد شگرفی در استحصال انرژی‌های نو دارد. با این وجود، نه مزیت‌های تاریخی و نه امتیازهای جذاب طبیعی، نتوانسته مدیران ارشد این قلمرو سیاسی را وادارد تا چیدمان اولویت‌های راهبردی خویش را بر بنیاد توانمندی‌های بوم‌شناختی و تاریخی از نو بازمهندسی کنند.
    از همین روست که یک سوم میزان تراز منفی آبخوان‌های کشور در استان فارس رخ داده است؛ زنگ خطری که اگر دیربجنبیم، به ناقوسی مرگبار بدل خواهد شد.

                                                           درج نظر

منابع‌طبیعی؛ آنچه که رفت ... آنچه که هست!

    تا ساعاتی دیگر راهی شهرکرد هستم تا در شانزدهمین روز اسفند 1388 به مناسبت آیین‌های نکوداشت هفته‌ی منابع طبیعی، در جمع اساتید و دانشجویان دانشگاه شهرکرد (تالار شهید آوینی دانشکده کشاورزی) سخنرانی کنم.
    عنوان سخنرانی‌ام، اشاره به اندوخته‌های طبیعی زادبوم مشترک دارد که به دلیل نابخردی یا آزمندی از دست داده‌ایم. می‌کوشم تا با ذکر مثال‌هایی، مهم‌ترین دلایل تشدید ناپایداری را در زیست محیط وطن شرح دهم و آنگاه به آینده بنگریم ...
    آینده‌ای که می‌تواند همچنان سبز باشد و بماند، اگر من و تو بخواهیم تا از همین امروز، فردا را بر بنیاد احترام به قوانین طبیعت بسازیم.

   یادمان باشد:

   نفوذ يك ليتر آب در زمين جنگلي 7 دقيقه، در زمين كشاورزي 46 دقيقه و در زمين بدون پوشش 4 ساعت و 6 دقيقه زمان می برد. چه سخنی از این ساده‌تر و در عین حال گویاتر می‌تواند اهمیت حفظ سبزینه و منابع طبیعی را در زیست محیط ایران نشان دهد؟ وقتی بدانیم نفوذپذيري آب در جنگل، 40 برابر خاك بدون پوشش است؛ چگونه می‌توانیم بی مهابای فرداها در برابر تغییر کاربری غیر علمی و افزایش برهنگی سرزمین‌مان سکوت کنیم و دم برنیاوریم؟

درج نظر

استاندار چهارمحال بختیاری: چندین بار رکورد بتن‌ریزی در سد کارون 4 شکسته شده است!

    دیروز رجبعلی صادقی، استاندار نستوه دیاری که یک دیده‌بان شجاع به نام هومان خاکپور را در دل خود پرورانده است؛ به ملاقات با بلندترین و بتنی‌ترین و عظیم‌ترین و گران‌ترین ( و ... چند تا دیگر ترین) سد ایران، یعنی کارون 4 شتافته تا به ستایش از این سازه‌ی غول‌پیکر سیمانی بپردازد و آرزو کند تا استان چهارمحال بختیاری به سدسازترین یا سددارترین استان کشور بدل شود!
    یک نکته‌ی عجیب در سخنان عالی‌ترین مقام اجرایی چهار محال و بختیاری – که در غیاب وزیر نیرو – وظیفه‌ی تعریف و تمجید از صنعت سدسازی کشور را به صورت داوطلبانه و مشتاقانه و صمیمانه و خالصانه برعهده گرفته بود – ماجرای بتن‌ریزی‌های بی‌سابقه و رکوردشکنانه‌ی این سد بوده است که به نقل از ایشان ذکر شده: «تاکنون در اين سد دو ميليون و200 هزارمترمکعب بتن‌ريزي صورت گرفته و چندين بار رکود بتن‌ريزي کشور شکسته شده است!» در عظمت حجم بتن ریزی این سد، کافی است بدانیم حجم کل بتن‌ریزی در بلندترین سازه‌ی کشور، یعنی برج میلاد، فقط 63 هزار متر مکعب بوده! یعنی در سد کارون چهار، 35 برابر بیشتر از برج میلاد از بتن استفاده شده است!
    کاش حضرت استاندار این را هم اضافه می‌کرد که یکی از دلایل این رکورد شکنی چندین باره، همانا دوبار سیل آمدن و کل تأسیسات را با خود بردن بوده است؛ رخدادی که 200 میلیارد تومان ( حدود 40 برابر بودجه سالانه‌ی بزرگترین نهاد متولّی تحقیقات منابع طبیعی در کشور!) خسارت برجای نهاده است.
    همچنین کاش جناب استاندار اشاره می‌کردند که این انرژی برق‌آبی به قیمت تلف شدن چند میلیون اصله از درختان ارزشمند زاگرس بدست خواهد آمد؟
    و سرانجام:
    کاش آقای رجبعلی صادقی می‌دانستند که راه‌های ساده‌تر، کم‌خرج‌تر و پاکیزه‌تری هم برای تولید برق در استان وجود دارد که عوارض سنگین سدسازی را هم ندارد؛ را‌هایی چون استحصال از انرژی لایزال خورشید.

    لطیف جان تو بگو: واقعاً شکستن رکورد بتن‌ریزی را هم می‌شود به عنوان یک افتخار برای یک استاندار به ثبت رساند؟!

                                                             درج نظر

تلاش دشمنان بیابان برای بیکار کردن درویش و خسروشاهی!

    به دنبال روایت‌ها و تحرکات طنازانه‌ی آدم مشکوکی به نام عبداللطیف عبادی در باره‌ی من و محمّد خسروشاهی و بقیه‌ی بروبچ! اینک از درگاه مجازی نشنال جیوگرافیک – که روابط نزدیکی با لطیف دارد – خبر می‌رسد گروهی از دانشمندان جهان در اقدامی کاملاً مشکوک می‌خواهند با استفاده از انرژی خورشیدی، صحراهای آفُریقا را سبز کنند و واحه‌ها را در بیابان‌ها به طرز چشمگیری افزایش دهند!
     می‌گویید نه! خودتان اصل ماجرا را در اینجا بخوانید و شرح پروژه را هم در اینجا و عکس‌های بیشتر را هم در اینجا ببینید تا دریابید چه آینده‌ی تیره و تاری انتظار درویش و خسروشاهی را می‌کشد! نمی‌کشد؟
    با این وجود، دنیا بداند ... (دنیا که می‌گویم، یعنی لطیف!): اگر یک مو از سر بیابان‌های نازنین من و محمّد کم شود، ممکن است مجبور به تعطیل مهار بیابان‌زایی شویم و آنگاه لطیف دیگر می‌خواهد در شبانه‌های گرین‌بلاگی‌اش، خواب چه کسی را تعبیر کند! نه؟

درج نظر

هوای پس سیستان به روایت تهران امروز!

    چرا سیستان چنین روزگاری را می‌گذراند؟ چگونه به این روز افتاد و از چه طریق می‌شود کاری کرد که دوباره از چاله به چاه نیافتد؟
    اگر برایتان پاسخ این پرسش‌ها مهم است، دیدگاه‌های نگارنده را در روزنامه تهران امروز بخوانید.

درج نظر

جای خالی محیط زیست در بندهای 4 گانه‌ی محیط زیستی لایحه‌ی برنامه پنجم!

    حتماً می‌دانید که سرانجام پس از ماه‌ها تأخیر، هفته‌ی گذشته لایحه‌ی 201 ماده‌ای برنامه‌ی 5 ساله‌ی پنجم توسعه‌ی کشور توسط رییس‌جمهور به مجلس تقدیم شد تا پس از بررسی نهایی به تصویب رسد؛ برنامه‌ای که شاید از نظر کمیت، کوچک‌ترین برنامه‌ی 5 ساله در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی باشد و به همان نسبت، سهم محیط زیست هم در آن نسبت به دو برنامه‌ی قبلی سوّم و به ویژه چهارم به شدت کاهش یافته و تنها به 4 ماده (مواد 174 تا 177)، یعنی کمتر از 2 صدم درصد آن محدود شده است.
    امّا فاجعه‌ی اصلی این نیست! هست؟ فاجعه‌ی اصلی این است که سهم کیفیت از این هم نازل‌تر است!
    راست آن است که نویسندگان این سهم اندک از محیط زیست، نشان داده‌اند: اصولاً فهم درستی از حقیقت محیط زیست و مشکلات و لکنت‌های امروزین آن در ایران‌زمین ندارند. آنها حتا روح حاکم بر آموزه‌ی بلند مندرج در اصل 50 قانون اساسی را به درستی درک نکرده‌اند؛ وگرنه اینگونه سهل‌انگارانه نمی‌پنداشتند که حیات اجتماعی روبه رشد مردم یک سرزمین فقط با همین موارد اندکی که نام برده‌اند، پیوند دارد و بس!
    نخست با هم مروری کنیم بر 4 ماده‌ی مورد نظر در لایحه‌ی برنامه 5 ساله‌ی پنجم:

    ماده 174:
    به دولت اجازه داده مي‌شود به منظور حفاظت، احياء و بهره‌برداري پايدار از محيط زيست، منابع طبيعي و تنوع زيستي نسبت به موارد زير حداكثر تا پايان سال دوم برنامه اقدام كند.
    الف- تدوين و اجراي برنامه مديريت يكپارچه زيست‌بومي و برنامه عمل حفاظت و بهره‌برداري پايدار از تنوع زيستي زيست‌بوم‌هاي حساس و شكننده كشور.
    ب- ‌تدوين طرح جامع حفاظت، ساماندهي و مديريت يكپارچه سواحل كشور متضمن تعيين حريم و آزادسازي سواحل و ممانعت از تخريب و تغيير كاربري سواحل و اراضي جلگه‌اي مجاور و اجراي آن در طول برنامه.
    تبصره 1- قوه قضائيه، نهادهاي نظامي و انتظامي و شهرداري‌ها مؤظف به همكاري كامل با دولت براي تحقق مفاد اين بند هستند.
    تبصره 2 - سازمان حفاظت محيط زيست، مناطق ساحلي و دريايي با حساسيت بالاي زيست محيطي را شناسايي و اعلام كند.
    تبصره 3 - اصلاح اساسنامه "صندوق ملي محيط زيست ".

    ماده 175:
    به منظور تسهيل امر سرمايه‌گذاري، سازمان محيط زيست ضوابط و استانداردهاي زيست محيطي مشخص، شفاف و ثابت براي يك دوره زماني پنج‌ساله را تدوين و جهت درج در كتاب راهنماي سرمايه‌گذاري (موضوع تبصره 3 ماده 7 قانون اجراي سياست‌هاي كلي اصل چهل و چهارم قانون اساسي) ظرف 6 ماه اول برنامه ارایه كند. همه واحدهاي توليدي، صنعتي عمراني، خدماتي و زيربنايي موظف به رعايت آن هستند.

    ماده 176:
    به منظور كاهش عوامل آلوده كننده و مخرب محيط زيست همه واحدهاي بزرگ توليدي، صنعتي عمراني، خدماتي و زيربنايي موظفند:
    الف- طرح‌ها و پروژه‌هاي بزرگ توليدي، ‌خدماتي و عمراني خود را پيش از اجرا و در مرحله انجام مطالعات امكان‌سنجي و مكان‌يابي براساس ضوابط مصوب شوراي عالي محيط زيست مورد ارزيابي اثرات زيست محيطي قرار دهند.
    ب- نسبت به نمونه‌برداري و اندازه‌گيري آلودگي و تخريب زيست محيطي خود اقدام و نتيجه را در چارچوب خوداظهاري به سازمان حفاظت محيط زيست ارایه كنند. واحدهايي كه قابليت و ضرورت نصب و راه‌اندازي سيستم پايش لحظه‌اي و مداوم را دارند، بايد تا پايان سال سوم برنامه، نسبت به نصب و راه‌اندازي سيستم‌هاي مذكور اقدام كنند. متخلفان مشمول ماده 30 قانون نحوه جلوگيري از آلودگي‌ هوا خواهند بود.
    ج- مشخصات فني خود را به نحوي ارتقاء دهند كه با ضوابط و استانداردهاي محيط زيست و كاهش آلودگي و تخريب منابع پايه بالاخص منابع طبيعي و آب تطبيق يابد. هزينه‌هاي انجام شده با تائيد سازمان حفاظت محيط زيست به عنوان هزينه‌هاي قابل قبول مالياتي اين واحدها منظور شود. متخلفان مشمول پرداخت جريمه زيست محيطي، خسارت وارده را به خزانه واريز مي‌كنند و معادل 100درصد وجوه حاصله در قالب بودجه سالانه كشور به صندوق ملي محيط زيست جهت سالم‌سازي و رفع آلودگي‌ها و بهره‌‌برداري پايدار از منابع محيط زيستي واريز مي‌شود.

    ماده 177:
    شهرداري كلان‌شهر‌ها موظفند در راستاي مديريت پسماند شهري و كاهش آلودگي هوا:
    الف - به نحوي اقدام كنند كه هر ساله 10 درصد از حجم پسماند ورودي به محل‌هاي دفن با تأكيد بر زباله سوز مركزي كاسته شود.
    ب - تمهيدات لازم را براي كاهش آلودگي هوا تا حد استاندارد مصوب فراهم كنند.

     خُب، نخستین پرسش این است که بر اساس ره‌گیری از کدام چالش‌ها و مشکلات بوده که این گزینه‌های درمانی و قانونی برای مهار روند شتابناک ناپایداری سرزمین وضع شده است؟
    آیا روح جزیره‌نگری در این برنامه موج نمی‌زند؟ ما بحث جهان‌گرمایی و تغییر اقلیم را در کجا دیده‌ایم؟ دولت چه وظایفی برای پایش جهان‌گرمایی و تقلیل خطرات آن دارد؟ ما چگونه قرار است به جنگ خشکسالی برویم؟ غول بیابان‌زایی را با کدام تمهید و ترفند می‌خواهیم مهار کنیم؟ کشاورزی ناپایدار را چگونه می‌خواهیم به محیط زیست پایدار پیوند زنیم؟ منابع طبیعی را با کدام تمهید می‌خواهیم از گزند آب‌سالاران طبیعت ستیز در وزارت نیرو نجات دهیم؟ برای عینی‌کردن ارزش‌های حسابداری سبز، چه گام‌هایی باید برداریم؟ چرا نباید تشویق به استحصال انرژی‌های نو با محیط زیست پیوند بخورد؟ چرا قبول نمی‌کنیم که مرگ تالاب‌ها نتیجه‌ی هم‌افزایی ویران‌گر چندین و چند وزارتخانه‌ی گردن‌کلفت است؛ آنها را چگونه می‌خواهیم مهار کنیم؟ چرا می‌پنداریم که آب‌هایی که از کشور خارج می‌شوند و یا به خلیج فارس، دریای عمان و مازندران می‌ریزد، آب هرزی است که باید مهارش کرد؟ حق‌آبه‌ها را کجا دیده‌ایم؟ آن ماتریس‌های بی بو و خاصیت را در ارزیابی‌های محیط زیستی چه زمان و با کدام ضرب‌العجل قانونی می‌خواهیم اصلاح کنیم؟ اصلاً کجا باید بین ملاحظات محیط زیستی و آرمان های  بوم گردی (اکوتوریسم) پیوند برقرار کنیم و پایداری هر دو را به ارمغان آوریم؟ آیا این گونه می خواهیم به رفاه ملی در چشم انداز 1404 دست یابیم؟ آیا رفاه ملّی بدون برخورداری از محیط زیست مطلوب امکان پذیر است؟
    نه عزیزان من! بیایید بپذیریم که ما هنوز درک درست و جامعی از کلیت فراساختاری و فراوزارتخانه‌ای محیط زیست نداریم؛ وگرنه اینگونه حقیرانه با آن برخورد نمی‌کردیم! می‌کردیم؟
    اگر خطر بیابان‌زایی، نخستین چالش جدی ایران زمین شده است؛ اگر گوی سبقت را در ناپایداری سرزمین از بیش از 135 کشور جهان ربوده‌ایم؛ اگر در فرونشست زمین، کاهش سطح آب زیرزمینی، فرسایش آبی، فرسایش بادی و اُفت حاصلخیزی خاک حریفی را در برابرمان نمی‌بینیم؛ اگر مهم‌ترین رودخانه‌های کشور هم با کابوس سکوت روبرو شده‌اند؛ اگر مجبوریم در سال جهانی تنوع زیستی، از عزای ملّی تنوع زیستی سخن بگوییم؛ اگر ردپای بوم‌شناختی (اکولوژیک) اغلب کلان‌شهرهای ما مدتهاست که از مرز اشباع هم گذشته است و اگر به بهانه‌ی طرح بهره‌وری کشاورزی و آبادی اراضی شیب‌دار و توسعه‌ی راه‌ها می‌خواهیم تیشه به ریشه‌ی آخرین بازمانده‌های هیرکانی و زاگرس بزنیم ...
    برای این است که می گویم و باور دارم که ما هنوز محیط زیست را جدی نگرفته‌ایم و نمی‌دانیم که نخستین و مهم‌ترین اولویت راهبردی در هر سرزمینی باید که حفظ اندوخته‌گاه‌های ژنتیکی و چشم‌اندازهای دیداری یگانه‌ای باشد که محصول پایمردی‌های این آب و خاک مقدس در طول میلیون‌ها سال گذشته بوده است. نبوده است؟

درج نظر

در سیستان هوا پس است! آیا فریادرسی هست؟

    در طی چند روز گذشته مردمان شریف و مظلوم دیار نیم‌روز یکی از سخت‌ترین روزهای خود را در زابل و آباد‌بوم‌های اطرافش سپری کرده‌اند. تصاویری را که می‌بینید، آشکارا روزگار مصیبت‌بار این هموطنان دردمند را نشان می‌دهد ...

ادامه نوشته

بچه‌های امیرکبیر ماکت سبز ساختند و صادر هم کردند!

    این خبر که در لابه لای خبرهای آلرژی‌زای این روزها، تقریباً محو شد و کسی آن را ندید یا جدی نگرفت! اتفاقاً خبر مهمی است. زیرا نه‌تنها مشابه‌ای در جهان ندارد، بلکه در راستای کاهش وابستگی به کارمایه‌های فسیلی، می‌تواند گامی  به سوی دستیابی به آسمانی آبی‌تر و سرزمینی کم‌سر و صدا‌تر به شمار آید.
    درود بر جوانان دانش‌محور دانشگاه امیرکبیر که بی جار و جنجال دارند بر محتوای سبز وطن در نظام جهانی می‌افزایند و می‌کوشند تا آینده‌ای امیدبخش‌تر برای ایران عزیز رقم زنند، حال چه با اختراع یک ماکت سبز که انرژی حرارتی و روشنایی آن توسط نور خورشید و جریان باد تأمین ‌شود و حتا ارزآوری هم داشته باشد؛ یا چه با ساخت ژنراتور خورشیدی که بتواند روزانه چندین کیلوگرم میوه و سبزی را خشک کند و یا چه با روش‌هایی دیگر ...

    یادمان باشد:


    ناچیزترین چرخش امروز
       به
           فردایی بسیار متفاوت
                پرتاب‌مان خواهد کرد! نخواهد کرد؟

درج نظر

آنها پارکینگ می‌سازند ؛ ما هم می‌سازیم! نه؟


    تصویر این پارکینگ خورشیدی مسقف را که در درگاه مجازی روزنامه لس‌آنجلس تایمز دیدم، دلم گرفت! با خود گفتم: چرا کارمندان مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور نباید به اندازه‌ی دانشجویان و اساتید دانشگاه سن دیه گو آمریکا از بخت استفاده از چنین پارکینگی بهره‌مند باشند؟

ادامه نوشته

گزارش یک نشست صمیمانه در دفتر انرژی خورشیدی سانا


    بعدازظهر دیروز به اتقاق دکتر مهدی فرح‌پور به دفتر پیمان کنعان رفتم؛ مدیر متخصصی که سالهاست می‌کوشد تا استحصال انرژی خورشیدی را در این مملکت از آرزو به واقعیت بدل سازد. بهانه‌ی این دیدار معرفی دو هموطن علاقه‌مند به این حوزه بود که می‌خواستند گامی برای عملی‌تر شدن این آرمان بلند بردارند. یکی از آنها هادی جلوانی، یکی از مدیران ارشد شرکت آلمانی dastcom بود که 25 سال است در آلمان زندگی می‌کند و می‌گوید: دوست دارم به ایران برگردم و قدمی برای آبادانی وطن بردارم. آن دیگری نیز یکی از جوانان عزیز اصفهانی‌ است که می‌خواهد خشک‌کنی را به مرحله‌ی تولید برساند که به مدد آن، معضل از بین رفتن کرفس در اصفهان را به دلیل ورود یکباره‌ی آن به بازار در اردیبهشت ماه حل کند.

کنعان می گوید: ایران هم اکنون برق 60 هزار خانه روستایی را با خورشید تامین می کند

    کنعان هم مانند همیشه با روی گشاده برخورد کرد و قول داد تا آنجا که امکان دارد به این دو عزیز مساعدت کند.
    یعنی می‌شود روزی را دید که بالای پشت‌بام منازل ایرانیان هم به مانند یک نیروگاه خورشیدی کوچک عمل کرده و هر ایرانی بتواند تولیدگر باشد تا مصرف‌کننده‌ی صرف؟
    این آن افق سبزرنگی است که برای مام میهن می‌بینم! نبینم؟

درج نظر

کشف تازه‌ترین بهانه، برای ستایش باکتری‌ها!

    
    یادتان هست در نخستین روز آذرماه چه خبری را در مهار بیابان‌زایی منتشر کردم؟ آن روز اشاره کردم که به مدد باکتری‌ها می‌توان میدان‌های مین فروخفته در تاریخ یکصد ساله‌ی جهان را شناسایی کرد و جان صدها هزار انسان و زیستمند دیگر را از خطر  مرگ  یا معلولیت نجات داد.
نمای هوایی از ساختمان عظیم آزمایشگاه ملی آرگون؛ جایی که بودجه سالانه اش بیش از چندین برابر بودجه تحقیقاتی ایران است!

    امروز هم می‌خواهم خوانندگان عزیز مهار بیابان‌زایی را با کشفی دیگر آشنا کنم که توسط پژوهشگران آزمایشگاه ملی آرگون در ایلی نویز ایالات متحده آمریکا انجام شده است. یعنی آزمایشگاهی که مستقیماً زیر نظر استیون چاو، وزیر مشهور انرژی در کابینه‌ی اوباما کار می‌کند. همان دانشمند سبزاندیشی که به قول ناصر کرمی:  قرار شده بود تا جای ژنرال‌های 4 ستاره را در کابینه‌ی جنگ‌سالار جرج بوش بگیرد! با این تفاوت که کشف اخیر – ظاهراً – کمکی به تعجیل در آغاز پایان خاورمیانه نمی‌کند! می‌کند؟
    فارغ از این پرانتز دلپذیر! بر بنیاد ستاده‌های حاصل از پژوهش دانشمندان شاغل در آزمایشگاه ملی آرگون، آشکار شده است که آن گروه از باکتری‌های هوازی که می‌توانند در آب حرکت کنند؛ این توانایی را هم دارند تا انواع مختلفی از چرخ‌دنده‌های میکرو و نانو را نیز به حرکت درآورند. موفقیت بزرگی که از آن با عنوان «آغاز عصری جدید در صنعت میکروروبات‌ها» یاد شده است.
آیا رویای میکروربات ها اینک می تواند عملی شود؟

    پژوهش یادشده که در حقیقت نخستین تجربه‌ی استفاده از شناگرهای میکروسکوپی برای نیرو‌دادن به چرخ‌های کوچک و به حرکت درآوردن آنها به شمار می‌رود، می‌تواند مقدمه‌ی استفاده از آنها - چه به صورت طبیعی مانند انواع باکتری‌های هوازی و چه به صورت مصنوعی مانند نانوربات‌های متحرک - برای به گردش درآوردن چرخ‌ها، چرخ دنده‌ها و نیرو دادن به ابزارهای بسیار‌کوچک باشد.

     نکته‌ی حیرت‌انگیز ماجرا این است که این باکتری‌ها – که اغلب‌شان را هنوز نشناخته و یا فایده‌ای برایشان متصور نیستیم – می‌توانند  چرخ‌هایی را به گردش درآورند که یک‌میلیون‌بار از آنها بزرگ‌تر هستند! کدام موجود دیگری را می‌شناسیم که از چنین قدرت شگرفی برخوردار باشند؟ جالب آن که برای این کار آنها تنها به صورت تصادفی در اطراف می‌چرخند و هنگامی که جمعیت قابل‌توجهی داشته باشند، - به عنوان مثال 10میلیارد باکتری در هر سانتی‌متر‌مکعب مایع - چرخ‌ها را همراه این جریان به گردش درمی‌آورند.
     می‌بینید؟ حتا روح مودت و همکاری و تعاون را نیز می‌شود از باکتری‌ها آموخت؛ به شرط آن که از آن برج عاجی که نشسته‌ایم و می‌اندیشیم که همه چیز را می‌فهمیم و می‌دانیم پایین آمده و به محیط زیست خویش صمیمانه و خالصانه احترام بگذاریم و حرمت طبیعت و تمامی زیستمندانش را نشکنیم.
    باور کنید: طبیعت هنوز حرف‌های ناگفته‌ی فراوانی برای نسل من و تو، فرزندان من و تو و فرزندان فرزندان فرزندان ... من و تو دارد ... این فرصت را از آنها نگیریم!
                                                                همین و تمام!

آيا سخنان سبز احمدي‌نژاد در كپنهاگ نويد يك دوره جديد در مديريت محيط زيست ايران است؟

    هفته‌ي گذشته در آخرين روزهاي برپايي بزرگترين همايش محيط زيستي جهان در كپنهاگ، اين محمود احمدي‌نژاد بود كه طلسم را شكست و براي نخستين بار در قامت فرد نخست قوه‌ي مجريه در كنفرانسي شركت كرد كه از زمان شكل‌گيري‌اش در ريو – سال 1992 – هيچ يك از رؤساي جمهور پيشين ايران حاضر نشده بودند تا خود شخصاً رهبري هيأت اعزامي را برعهده داشته باشند؛ واقعيتي كه در نوع خود تأمل‌برانگيز بوده و نام رييس دولت دهم را براي هميشه در كتاب‌هاي تاريخ محيط زيست ايران ثبت خواهد كرد.
    علاوه بر اين، فرازهايي از سخنان دكتر احمدي‌نژاد در پايتخت يكي از سردترين كشورهاي اروپايي در باره‌ي خطرات روزافزون و شتابناك جهان‌گرمايي بسيار اميدبخش بود؛ به نحوي كه شنيدن اين سخنان از رييس دولتي كه تاكنون كمترين توجه را به ملاحظات محيط زيستي نشان داده است، هم شوكه‌كننده و ناباورانه بود و هم اميدبخش و پيش‌برنده. به ويژه آنجايي كه ایشان صراحتاً از همه دوستداران طبيعت و حيات انساني و گروه‌هاي مردمي كه با سخنراني‌ها و تجمعات و روشنگري‌هاي خود، موجب تحريك حساسيت مثبت نسبت به ضرورت صيانت از محيط زيست شده‌اند، تشکر کردند.
    به نظر مي‌رسد بين دولت نهم و دولت دهم فاصله‌اي ژرف در حوزه‌ي جايگاه اختصاص‌يافته به محيط زيست وجود دارد! زيرا در دولت نهم تقريباً همه‌ي دولتمردان به شكلي تظاهرات و فعاليت‌هاي گروه‌هاي حامي محيط زيست را با ديده‌ي ترديد و شك مي‌نگريستند؛ از وزير ارشاد بگير تا وزير كشور و معاون اول رييس جمهور و حتا خود رييس دولت نهم كه آشكارا منابع طبيعي را سد راه توسعه ناميد!
    امروز اما، رييس سازمان حفاظت محيط زيست مي‌گويد: هر آنچه دارد براي حفظ طبيعت ايران هزينه خواهد كرد؛ اجازه عبور جاده در جنگل ابر را نخواهد داد؛ صنايع آلوده‌كننده را وامي‌دارد تا استانداردهاي محيط زيستي را رعايت كنند و از همه مهم‌تر آن كه براي نخستين بار، يك متخصص عاشق طبيعت – دكتر محمدباقر صدوق - را به عنوان معاونت محيط طبيعي خود برگزيده است. رييس دولت دهم هم بر خلاف رييس دولت نهم ديگر حرف‌هايي نمي‌زند كه طرفداران محيط زيست را برنجاند؛ ديگر مردم را تشويق به زاد و ولد بيشتر نكرده و نمي‌گويد راه استان شدن از انفجار بمب جمعيتي مي‌گذرد! ايشان حتا اعتراضي به معاون خود نمي‌كند كه چرا ايران را دهمين كشور تخريب‌كننده‌ي محيط زيست مي‌نامد و در كپنهاگ نشان مي‌دهد كه به درستي خطر جهان‌گرمايي را دريافته و نويد مطالعات گسترده دولت متبوعش را در زمينه استحصال انرژي‌هاي نو – به ويژه خورشيد و باد – مي‌دهد.
    حالا بايد به انتظار بنشينيم و ببينيم: آيا حضور احمدي‌نژاد و سخنان سبز او نويدبخش آغاز دوراني جديد در مديريت محيط زيست ايران و هم راستا با آموزه‌هاي مندرج در اصل 50 قانون اساسي هست؟
    شما چه فكر مي‌كنيد؟!

درج نظر

پارک‌های خورشیدی ؛ منظری برای نگاه به آینده!

یک پارک خورشیدی در سویل اسپانیا ؛ چشم اندازی از آینده نزدیک!

     این پارک خورشیدی که Sanlucar La Mayor نام دارد در نزدیک سویل در جنوب اسپانیا در باختری‌ترین ساحل مدیترانه واقع شده و یکی از شناسه‌های طرحی است که کمیسیون اروپا برای این قاره‌ی سبز درسردارد و می‌خواهد تا 10 سال آینده بیش از 16 میلیارد یورو (معادل 23.5 میلیارد دلار) برای ساخت و گسترش چنین پارک‌هایی هزینه کند؛ سرمایه‌گذاری هنگفتی که در هیچ بخش دیگری تکرار نخواهد شد.

     چنین دورنمایی از آینده است که همچنان می‌تواند بشر را امیدوارانه به بهره‌مندی از کیفیتی بهتر از زندگی امیدوار سازد.
    اصل گزارش را در درگاه مجازی نیویورک تایمز بخوانید.

   موخره:

   راستی! ۱۰ سال دیگر چشم انداز نفت در خاورمیانه چگونه خواهد بود؟

درج نظر

امروز نخستين پروژه سبز در دولت دهم افتتاح مي‌شود


     پبش‌تر نوشته بودم كه ديگر دوران تبليغات كليشه‌اي سازندگي گذشته و حالا براي آن كه دولت و حكومتي توانمندي‌هاي خويش را نشان دهد، نياز نيست تا عالي‌ترين رهبرانش را در هنگام بريدن روبان قرمز در كنار يك سد بزرگ مخزني و نظاير آن نشان دهد.
      در همان راستا، خوشبختانه خبر مي‌رسد كه تا ساعتي ديگر نخستين نيروگاه بيوگاز ايران توسط رييس دولت دهم در شيراز رسماً افتتاح مي‌شود. اين نيروگاه منحصر به فرد كه با استفاده از گاز متصاعد شده از محل دفن زباله‌هاي شهروندان شيرازي كار خواهد كرد؛ مي‌تواند در هر ساعت تا يك مگاوات برق توليد و به شبكه‌ي شهري شيراز تزريق كند. همان گازهايي كه هم هوا را آلوده مي‌كردند و هم به گرمايش جهاني مي‌افزودند؛ اما حالا در حقيقت نه‌تنها آن گازهاي خطرناك هم دفن مي‌شود؛ بلكه به توليد انرژي هم كمك مي‌كنند.
     به نظر مي‌رسد شيراز مي‌رود تا نام سبزترين استان كشور را به القاب ديگرش بيافزايد؛ استاني كه داراي نخستين نيروگاه حرارتي خورشيدي هم هست و علاوه بر آن، داراي بيشترين مناطق حفاظت شده در ايران نيز هست.

      گفتني آن كه اين طرح دو سال پيش كلنگ زده شد و ابتدا قرار بود شش ماهه به بهره برداري برسد كه نرسيد! باز قرار شد در جشن سي امين سالگرد پيروزي انقلاب رسماً افتتاح شود كه نشد! و سرانجام نوبت به امروز رسيد. طرحی که به عنوان طرح نمونه کشوری هم شناخته شده است.

     به هر حال، اين كه محمود احمدي نژاد حاضر شده است تا يك پرژه سبز را در شيراز كليد بزند؛ اقدام مثبتي است. به خصوص اگر يادمان باشد كه سر افتتاح نيروگاه حرارتي خورشيدي شيراز، پيمان كنعان عزيز چه خون دلي خورد و حتا سرانجام وزير نيرو هم حاضر نشد تا براي افتتاحش به شيراز بيايد!

     بنابراين، ما به همين تغيير رويكرد هم دلخوش هستيم! نيستيم؟
     در ضمن لطفاً از زاويه بدبيني به موضوع نگاه نكرده و نگوييد: لابد طرحي براي افتتاح در سومين سفر استاني در دور جديد وجود نداشته كه نوبت به نيروگاه بيوگاز رسيده است!
     به قول شاهرخ جباري عزيز: خوش‌بيني، ويژگي نژاد برتر است! پس چرا ما برتر نباشيم يا نشان ندهيم كه مي‌توانيم برتر باشيم.
 
                                                                  درج نظر

به ايستگاه آخر رسيديم!

آخرين روز از موج سبز چهارم

     امروز آخرين روز از فراخوان چهارمين موج سبز وبلاگستان است. در يادداشت بعدي‌ام سعي مي‌كنم به بازخوردهاي اين موج در جماعت وبلاگنويس و اثرات بيروني آن بپردازم. موجي كه بسياري از حقايق را براي محمد درويش آشكار كرد و مرز بين آنهايي كه با چتر به دامنه‌ها مي‌روند براي دعاي باران، با آنهايي كه با كفش‌هاي پاشنه بلند يا موهاي ژل زده و فوكول كراوات اين مسير را طي مي‌كنند – يا مي‌خواهند نشان دهند كه طي مي‌كنند! – روشن كرد.
     در يك كلام بايد بگويم: وقتي ميزان عشق به محيط زيست و دغدغه‌هاي فراگيرش در بين علاقه‌مندان جدي اين حوزه در چنين حدي باشد، باور كنيد همين قدر هم كه از طبيعت ايران باقيمانده برايمان زياد است، زياد نيست؟
     به هر حال، در طول اين موج از آدم‌هايي ظاهراً دورتر به موضوع با چنان پژواك‌هاي شورآفريني روبرو شدم كه به همان اندازه برايم حيرت‌انگيز و نويدبخش و اميدآفرين بود كه وقتي سكوت و خموشي و بي‌تفاوتي و دلسردي برخي ديگر از دوستان ديروز طبيعت وطن را ديدم! البته نكته‌ي اميدبخش داستان آن است كه آن شور و شوق را اين غم و نااميدي نتوانست ناپديد سازد!
    درود بر ايرانياني كه عاشقانه براي دعاي باران همچنان به سوي دامنه‌ها روانند و با خود چتر مي‌برند البته!

درج نظر